" نورهای آبی مارکی دو ساد "
تمام شد.
من عکس برهنهی تو را ندیدم
در توالتهای بین راه
در این نورهای آبی
من مارکی دو ساد را گم کردهام
اینجا
در چشمهای من
وقتی چهگوارا تمام پوسترهایش را خمیازه میکشد
هیچ عکسی به دیوار نخواهد ماند
و هیچ نور آبی در رگهای من
اشتباهاً
نمیشنود:
حالا تو از رگ گردن به من نزدیکتری
چون داستان تمام شده است
و مانده روی پوست دست من تا
به اندازهی یک داستان دیگر مارکی دو ساد شوم.
برای بیچهگوارایی چشمهای تو
برای بیچشمی تو
از روی دست راستم شروع میشود تا پای چپام
با قلمهایی که رعشه دارند
در تردیدِ آبیِ سطرهای آشکار پوستم
بریل نوشتن در این نورهای آبی کمی سخت میشود برایم
سوزش هر نقطه،
در عکس برهنهات است
که چکهچکه چگهگوارای چشمهایم را به خوابهای آبی میبرد.
بیچاره مارکی
روی گردنام تمام میشویم
درست جایی که چهگوار سیگارش را خاموش میکند و
این داستان را فراموش کن
و مارکی را برای همیشه در آتلیههای بین راه
که حتی عکس برهنهی تو را ندیده است.
عماد مرتضوی
پینوشتها:
- مارکی دو ساد(Marquis de Sade) متولد ۲ ژوئن 1740. نویسنده اروتیکنویس فرانسوی.
- در توالتهای عمومی برای این که معتادان قادر به پیدا کردن رگ خود برای تزریق نباشند،از نور آبی استفاده میشود.

