تبليغاتX
من نوشت ها
یکشنبه 9 مهر1385
نورهای آبی مارکی دوساد

 

 

" نورهای آبی مارکی دو ساد "

 

 

 

 

تمام شد.

من عکس برهنه­ی تو را ندیدم

در توالت­های بین راه

در این نورهای آبی

من   مارکی دو ساد   را گم کرده­ام

این­جا

 در چشم­های من

وقتی چه­گوارا تمام پوستر­هایش را خمیازه می­کشد

هیچ عکسی به دیوار نخواهد ماند

و هیچ نور آبی در رگ­های من

اشتباهاً

نمی­شنود:

حالا تو از رگ گردن به من نزدیک­تری

چون داستان تمام شده است

و مانده روی پوست دست من تا

به اندازه­ی یک داستان دیگر   مارکی دو ساد   شوم.

برای بی­چه­گوارایی چشم­های تو

برای بی­چشمی تو

از روی دست راستم شروع می­شود تا پای چپ­ام

با قلم­هایی که رعشه دارند

در تردیدِ آبیِ سطرهای آشکار پوستم

بریل نوشتن در این نور­های آبی کمی سخت می­شود برایم

سوزش هر نقطه،

در عکس برهنه­ات است

که چکه­چکه چگه­گوارای چشم­هایم را به خواب­های آبی می­برد.

بیچاره مارکی

روی گردن­ام تمام می­شویم

درست جایی که چه­گوار سیگارش را خاموش می­کند و

این داستان را فراموش کن

و مارکی را برای همیشه در آتلیه­های بین راه

که حتی عکس برهنه­ی تو را ندیده است.

 

 

عماد مرتضوی

 

 

پی­نوشت­ها:

 

- مارکی دو ساد(Marquis de Sade) متولد ۲ ژوئن 1740. نویسنده اروتیک­نویس فرانسوی.

- در توالت­های عمومی برای این که معتادان قادر به پیدا کردن رگ خود برای تزریق نباشند،از نور آبی استفاده می­شود.

نوشته شده توسط عماد مرتضوی در 12:38 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب