"خطابهای برای اصفهان و محمدباقر حاجیانی "
اصفهان سرآمد شهرهای جهان نمیشود...
اصفهان سرآمد شهرهای جهان نمیشود
بدون بوسهی لبهای تو
با این همه باد کلافه در مِـینار
کجا رِفتی دِریا؟!
دِریای مُ نِه کجا بُردی مردهجُوبِ جلبکزدهی الگانسپوش؟!
گور پدر زندهجوب!
انگار کن اینجا
دِکّهی سیگاری عَبدو یه.
به حسابِ کُکایْ گِپوُ تْ
دو نخ بیگیر
پُف کن
اینجا مادر هیچ کس اصفهانی نیست
خطاهای سبز نمیکند
سوار الگانس نمیشود...
گوّادا نه آبِشون آبِه نه حالیشونِه دَمّام یعنی
مِـیناری که جا مانده در دستهای تو را
میخواهد بیاوردش.
کنار آب میزِنیم
پشت باد
نبش پارکهای پنجشنبه عصر
دَم سیگار و کلوچه فروشیهای شهر میزنیم.
"زار" نِزَن
آبهای ما با الگانسهای اصفهان نسبت خاصی ندارند.
زااار بِزن
سیگاراا ِنه که تِموم کردی
اینجا اصفهان است
بوی مِـینار جا مانده توی دستت را بده
بوی پیادهرفتن بیهوای کشیده وُ وِی داا داا دااا
بیتابی نِکُن کُکا
با ماشینهای سبز رفته است برای تو دو نخ سیگار بخرد وُ کلوچه وُ برگردد
حالا پشت سر الگانسهایی که خم و راست
موج میزنند در شرجی چشمهات
چپ و چپراست دمّام بزن
اصفهان هیچ ربطی به آبهای ما ندارند ...
------------------
مِینار: سر پوشِ زنان جنوب
زار: مراسمی با اجرای موسیقییی ريتميک يا ضربي يکنواخت با همین نام که مختص منطقهی جنوب ایران است.این مراسم گستردگی زیادی دارد اما در اینجا یک گوشهی خاص آن مورد توجه بوده.بر طبق یک باور دیرینه در این مناطق،هرگاه دریا کسی را با خود به بیانتهای نیلگونِ موّاجش میبرد،بندریها با دمام و دهل و... به کنار آب میروند،بیوقفه و ضجهوار مینوازند تا آب، جسد مرده را برگرداند.همانطور که خاطر نشان شد این مراسم طیف گستردهای دارد و حتی در نزد اهل هوا به عنوان موسیقی درمانی بکار میرود.
برای شنیدن این شعر اینجا کلیک کنید(دکمه سمت راست موس را زده Save Target as را انتخاب کنید)

